سه‌شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۸

فارغ التحصیلی

- فارغ التحصیلی به انگلیسی چی میشه؟
- Getting rid of education

پی نوشت:
- سایت مدیا فایر رو هم که روی اون آخرین نواهای سه شنبه رو می ذاشتم بستن! تا هفته ی دیگه سعی می کنم یه سایت خوب دیگه برای آپلود پیدا کنم و شما هم اگه سایتی می شناسید از ما دریغ نکنید.

سه‌شنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۸

آخرین نوای سه شنبه 20



یکی از زیباترین و قشنگترین آثار راد اشتوارت:

پی نوشت:
- چه کرد با من این آهنگ.
- این آهنگو اولین بار وقتی که شنیدم سوم دبیرستان بودم و فقط به گوشم خورد و یه تصویر کوچکم از کنسرتش دیدم، خلاصه 7 سال بود که با خودم گاهی می خوندمش و اصلاً نمیدونستم چیه و مال کیه که به طور اتفاقی دیروز توی مغازه ی سی دی فروشی چشمم خورد به عکس راد اشتوارت و یادم اومد این بابا همون بوده که چند سال پیش یه کم از کنسرتشو دیده بودم. خلاصه دوباره کشف کردم این دوستمونو!
- بالاخره کتاب طاعون (آلبر کامو) رو که مرداد 85 خریده بودم و دست نخورده توی کتابخونم مونده بود خوندم و از این بابت خیلی خوشحال شدم! کتاب بدی هم نبود ولی به گویایی و مختصری و عمق یه کتاب دیگش بیگانه (آلبر کامو) نبود و به نظرم می تونست باشه! کاش همون سه سال پیش می خوندمش!

یکشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۸

توی سطل آشغال چهار قسمتی

شب از خواب که پرید متوجه کاغذ مچاله ی توی مشتش شد. حس از تخت پایین اومدن نبود. سطل آشغالو دید و چشاش برقی زد و از همونجا کاغذو پرت کرد.

یه دفعه دوربین چرخید و از پشت شانه اش صحنه رو نمایش داد که با یک پرش بلند، توپ رو از وسط زمین پرت کرد سمت حلقه و بعدش صحنه ی آروم از مسیر حرکت توپ به سمت حلقه و کلوز آپ از صورت تماشاچیا و توپی که وارد حلقه میشه. اعلام امتیاز از بلندگوهای سالن و همهمه ی نماشاچیا. صحنه ی بعدی از دوربینیه که در نزدیکی سطح زمین نصب شده و از پایین داره خوشحالی کردن و دویدن دور زمینشو به همت دندونای سفید و رکابی قرمزش نشون میده.

اما در سطل آشغال بسته بود. کاغذ خورد روی در سطل و افتاد روی زمین.
یه دفعه همه ی سر و صداها خوابید و همه جا ساکت و تاریک شد و او ماند و اتاقش. فقط یه نور مهتابی رنگ از پنجره می تابید به کف اتاق، که اون هم با توجه به ابری بودن هوا سوال برانگیزه.
اینجا بود که قدرت تخیلش پایان یافت.

خودشو انداخت روی تخت و هفت ساعت دیگه هم خوابید و دنیا به .... هم نبود.

شنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۸

دو ساعت برای فیلم دیدن 1




جدا از داستان و فیلم نامه و کارگردانی و الخ که خودش یه مبحث جداست، به نظر من خاص ترین بخش فیلم بازی خیلی خوب حامد بهداده که تو این فیلم نقش یه آدم کار چاق کن رو به خوبی بازی میکنه. نکته ی قابل توجه دیگه آهنگ های فوق العاده خوبیه که در فیلم پخش میشن که ظاهراً از کارهای گروه های مختلف زیر زمینیه مملکت خودمونن که واقعاً حرف ندارن. یه مثال از کارهای زیبای این فیلم آهنگیه که توی بیابون اجرا میشه (دقیقه ی 72) و خود حامد بهداد مثلاً خوانندشه و موسیقی نواحی ایران رو به همراه بیس و کیبورد و دمام اجرا می کنن که تلفیقش معرکست ( به خصوص تغییر گامهای صدای خواننده، هارمونی های کیبورد و بیس موذیانه ای که در زمینه نواخته میشه) و سه مرد سفید پوش هم به همراهش می رقصن که اون هم جالبه. کلاً صحنه های جالب و به خصوص موزیک های جالب در این فیلم زیاد دیده و شنیده میشن.
- توضیحاتی راجع به فیلم رو می تونید از اینجا بخونید.
- برای اون هایی که علاقه به دانلود دارن لینک دانلود فیلم اینجاست (حجم و کیفیت پایین)، بلاگ لگو فیش هم اتفاقاً امروز راجع به این فیلم نوشت و لینک دانلود تورنت با کیفیت بالارو گذاشت که اینجاست.
- اونهایی هم که اهل خرید و جمع کردن فیلم هستند از اینجا می تونن خرید کنن. (این سایت ارزون ترین سایتی بود که من پیدا کردم)

پی نوشت:
- از این به بعد توی این پست ها که به صورت گاهی گداری گذاشته خواهد شد فیلم های خوبی رو که قبل ها دیدم و یا جدیداً می بینم و همچنین ارزش دیدن دارند رو می ذارم.
- بر خلاف نظر چند نفر، به نظر خودم اصلاً شبیه حامد بهداد نیستم.