‏نمایش پست‌ها با برچسب من اگر روزی پدر شوم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب من اگر روزی پدر شوم. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۶

من اگر روزی پدر شوم-18

دخترم همیشه سعی کن یه ساعتی رو در روز در نظر بگیری که تو اون یه ساعت دنیا و مافیها رو به طور کل به ت.خ.م.د.ا.ن.ت بگیری و از لحظاتت بدون هیچ دغدغه ای لذت ببری.

هم برای سلامتیت خوبه هم خلاقیتت. آره بابایی..ببین من کی بهت گفتم ها.

بیخود نیست که دنیل کانمن روانشناس معروف میگه:

“Nothing in life is as important as you think it is when you are thinking about it.”

پنجشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۵

من اگر روزی پدر شوم-17

پسر گل بابایی،

یه وقتایی هست آدم میدونه چی درسته، چی غلطه ها. ولی لج می کنه و
میزنه به برهوت فرضی خودش و میگه برم این یکی مسیرو هم ببینم تهش چیه.

میره و می چرخه و می بینه و می رسه باز سر جای اولش.
بعضی وقتا این سر جای اول رسیدن  یه ساعت طول میکشه، بعضی وقتا هم هزار سال.

کلاً آدم،
طراحی شده که مدام بدوه دنبال یه چیزی،
طراحی شده که رقابت کنه سر یه چیزی،
طراحی شده که تو این رقابت ها  قیافه گرفتن، حسودیو، زیر آب زنیو و باند بازیو، یار کشی و هزار تا چیز دیگه رو طراحی کنه،
طراحی شده که یه اکیپ درست کنه دور خودش و بگه اکیپ ما از اکیپ اونا بهتره، حالا این اکیپ رو وردار جاش بذار: غار، ده، روستا، شهر، کشور، قاره، خدا، دین...
طراحی شده که اعصاب خودش و بقیه رو خورد کنه،
طراحی شده که بعد از چند سال یا چندصد سال برگرده و بخواد جبران کنه خراب کاریاشو،
طراحی شده که بچرخه و برسه سر جای اولش،
طراحی شده که جابجاییش کمتر از مسافت طی شده اش باشه،

ضمناً،

طراحی شده که برای همه ی حماقت هاش هم همیشه یه اسم فنتستیک انتخاب کنه،
و یه داستان فنتستیک هم دور این اسم فنتستیک بسازه،
وقتی هزار دور، دور خودش چرخید و گند زد به همه چیز و همه کس و یه مسیر شخصی یا تاریخی رو هزار دفعه رفت،
اسم خودش رو با افتخار تقدیم می کنه:

❊ يک انسان با تجربه ❊

آره بابایی،
ما آدما کلاً یه جا بشینیم حوصلمون سر میره،
باید بکنیم این کارارو، نکنیم نمیشه..

جمعه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۵

من اگر روزی پدر شوم-16

دخترم هیچ وقت نترس،
بعضی وقتا باید بزنی خراب کنی،
بعد برگردیو کل پروسه رو طی کنی و کلاً از اول.

هیچی هم نمیشه،
همش ترس الکیه،
آدم کلی هم راه میانبر پیدا می کنه تو شکست هاش.

باباییت دانشگاه که بود فیزیک ۲ رو یه دو سه باری کلاً از اول تا آخر رفت،
هیچ اتفاقی بدی هم تو زندگیش نیوفتاد و الانم تو زندگیش موفقه،
دوستای سال پایینی و سال بالایی جدید هم پیدا کرد و کلاً خیلی هم حال داد در مجموع. 

بر می گردی عقب رو که نگاه می کنی می بینی اکثر اوقات ترس الکیه،
ترس از حرف مردم و هم کلاسی ها و هم کارها و ایناست..

مهم نوع نگاهو نوع عکس العمل نشون دادنه،
آره بابایی همینه..

سه‌شنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۴

من اگر روزی پدر شوم-15

پسرم هر وقت تو زندگيت خواستي كاري بكني و هي دیدی نمیشه،
اينقدر بكن تا بشه.

چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۴

من اگر روزی پدر شوم-14

دخترم مغز ما تنبله،
همیشه سعی میکنه از راحت ترین راه بره برای رسیدن به سریع ترین نتیجه.
دیدی آدما تا یکی رو میبینن چقدر سریع، از روی ظاهر و طبق اون تصویری که از اون تایپ آدم ها دارن، در مورد طرف قضاوت می کنن؟

ولی،
تو اینکارو نکن.
همیشه وقت بذار و دقت کن.

اینو باباییت موقعی عمیقاً یاد گرفت که خونه ی دوستش بود و می خواست مسواک بزنه.
اتفاقاً شرکت آرکو هم همون سال ها تصمیم گرفته بود خمیر اصلاح ریش رو با یه بسته بندی جدید روونه ی بازار کنه.
بسته بندی جدیدی که شبیه تیوب خمیردندان بود.


واقعاً لحظه ی سختی بود،
باباییت خوووب به نتیجه ی قضاوت سطحیش رسید.

یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۴

من اگر روزی پدر شوم-13

پسره بابا اگه مي خواي مردم رو بندازي تو یه واديايي كه نفهمن داري چيكار مي كني، راهش اينه كه خودتو هم بندازي تو همون وادي.

یعنی خودتم نفهمي داري چيكار مي كني.

آره بابایی..همینه..
وردار ببر..تضمینی..

چهارشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۳

من اگر روزی پدر شوم-12

پسرم تو مي توني يه عمر بشيني رو قانون جاذبه بکنی تعمّق و تفحص، غافل از اينكه مي تونستي همون وقتو صرف کنی تا رو پرواز کنی تمرکز و تفحص و تخیل...یعنی آنطور اونوری نگاه کنی به قضیه و پرواز ِهمش بچرخه تو مغزت.

خلاصه آنطور تفاوتِ کانسپچوال در نوع روبرو شدن با مسائل و ازین حرفا و اینا دیگه...

آره بابایی الان بچه ای یابویی نمی فهمی..ببین بابایی کِی بهت اینارو گفتا.. 

چهارشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۲

من اگر روزی پدر شوم-11

پسرم اگه تو مناطق سرد سیری زندگی می کردی،
ریش و سیبیل نذار بابایی، چرا که سرویس میشی بابایی.
بیرون روشون برف میشینه، یخ میزنه، سنگین میشه، ریش درد میگیری. جای گرم هم که بری ازت آب میچکه.
اونوقت رسیدی شرکت، با رئیست جلسه داری، یه دونه ازین تشت قرمز هم باید از ریسیپشن بگیری بزاری زیر صورتت، رو میز.

یکشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۲

من اگر روزی پدر شوم-10

پسرم، این اروپایی ها اگه هیچ فرقی هم از هیچ نظری با ما ایرانی ها نداشته باشن، ولی حتماً و حتماً یه فرق اساسی با ما دارن و اون هم اینه که خمیر توی نون باگت رو در نمیارن و نون باگت رو با همون خمیر توش می خورن.
باباییت تو جوونی هاش به خیلی از بَکس غیر ایرانی عمداً نون باگت داد بخورن و وایستاد و به احوالاتشون دقت کرد تا این چیز ها رو فهمید ها...
اینا همه توش درسه ها بابایی

جمعه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۲

من اگر روزی پدر شوم-9

پسرم،
همیشه سعی کن تو زندگیت بعد از مسواک زدن، بلافاصله پرتقال یا آب پرتقال بخوری. قشنگ به آدم درس صبوری میده.
و اینو هم بدون که باباییت با اینکه آدم کرمویی نبوده، ولی به روح اعتقاد کامل داشته...
خلاصه راحت باش...

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۹۲

من اگر روزی پدر شوم-8

دخترم،
بابایی یه سری تو خونه هیچی نداشت بخوره، حالم نداشت بره خرید. نشست نون پنیر هویج خورد.
اینا همش توش درسه ها. این حرکتای اینجوری رو حضرت علی هم نمی تونست بکنه...باباییت اسوه ی نوآوریو وارستگی بود تو دوره ی خودش...

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۱

من اگر روزی پدر شوم-7

پسرم همیشه یادت باشه جوانه ی گندم رو که از مغازه خریدی حتماً بخوریش وگرنه میای در یخچالو باز می کنی می بینی وقت درو کردنشون شده.

چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۰

من اگر روزی پدر شوم-6

پسرم، بابات آدمیه که یه بار دستشو با تخم شلیل برید. جدی ها، گفتم بگم این یه موردو حتماً در جریان باشی.

جمعه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۰

من اگر روزی پدر شوم-5

دخترم این که از قابلمه دود بلند میشه یا نه، اصلاً معیار مناسبی برای سنجیدن پخته شدن غذا نیست.
بابایی چند سال از بهترین سالای زندگیشو کلاً هی گشنه بود سر این معیار غلطش.
می خوام بگم مهم معیاره...نه که گشنگیو ایناها...

چهارشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۰

من اگر روزی پدر شوم-4

پسرم یه ضرب المثل انگلیسی میگه:
A cigarette a day keeps the doctor away.
به مامان نگو فقط، مثلاً ما در جریان نیستیم کلاً

یکشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۹

من اگر روزی پدر شوم-3

پسرم هیچوقت با مقوله ی آبگوشت به صورت اکسپریمنتال و یا همون تجربی برخورد نکن. بابایی حین تحصیلش تو دیار کفر یه شب این کارو با جایگزینی گوشت گراز به جای گوسفند در آبگوشت کرد و کثافتی شد که خرس های محل هم نتونستن بخورن. شبم گشنه خوابید دهنش سرویس شد. پسرم گوشت این لا مذهبو اصلاً نباید آب پز کرد. یعنی اصلاً نمیشه پسرم. جنایته آقا، جنایت...الکی الکی گراز مردمو هم حیف کردیم رفت...

جمعه، آذر ۰۵، ۱۳۸۹

من اگر روزی پدر شوم-2

خوش تیپ پسر بابایی خواهرتو نیگا نکن صبح تا شب دانشگاهه، به دخترها کلن تو این زمینه امیدی نیست. به سر کلاس رفتن خیلی اصرار نکن پسرم و همیشه از سرت استفاده کن، دقت داشته باش که تو دانشجویی و این جوییدنو حتی میتونی تو ویلای رامسر بچه ها هم انجام بدی. جدی هااا
همین عموت حتی رو پروژشم که داشت کار می کرد خیلی یونی نمی رفت، اصلن شاعر میگه اندازه نگه دار که اندازه نکوست، آره بابایی
پسرم، بابایی ازین آدما که همش از سر وظیفه سر کلاس و درس و دانشگاه و خیلی جاهای دیگه بودن و آخرشم هیچی نشدن زیاد دیده.

سه‌شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۹

من اگر روزی پدر شوم-1

پسرم همیشه موقع آشپزی و خیلی کارای دیگه توی زندگی یه قسمت هایی از بدن آدم بریده میشه. پسرم اگه می خوای موفق باشی سعی کن اون قسمت ها رو  شناسایی کنی و تمهیدات لازم رو به عمل بیاری تا تو زندگیت در مجموع خون کمتری ازت بره.
مثلاً چاقو رو به سمت بیرون بگیر بابایی. منو مامانت 30 سال طول کشید تا چیز به این سادگی رو یاد گرفتیم.
 اون حیوونی هم تو همین آشپزخونه، مثل بازیه مورتال کمبت زمون بچگی های ما ذره ذره خونش تموم شد تا رفت به رحمت خدا، به خواهرت چیزی نگو ولی راستش خودم هم فینیشینگش کردم. یه رمز جدید یاد گرفته بودم از عمو دالاهو که جوونی ها می رفتیم کافی نتش کانتر می زدیم. همونو روش اجرا کردم، چه حالی هم داد.