-بیا بکش، راه افتاد
-نه، قلیون بهم سرگیجه میده.
.
.
-چشامو که می بندم انگار تو پارک ارم سوار سفینه ام، دنیا دور سرم می چرخه.
-باشه چشامو نمی بندم.
-رضا حرف نزن، انقد بابا بازی در نیار. فقط ماساژ بده، خوبم کن، صبح کلی کار داریم. آخ دلم.
-به مجید درویشان نگید قضیه چی بوده ها. بگید سرما خوردن.
-ولی دکتر که می فهمه
-نه دکترا رازدارن.
-ولی بقیه هم که خر نیستن، کلی دختر و پسر جلو در منتظرن، می فهمن به این سادگی هم نبوده.
-آخخخ دلم، ماساژ بده رضا
-همیشه با این کاراتون ریدید به برنامه ی بقیه.
-باحاله که!
پی نوشت:
1- شیراز، تابستان 85، مدرسه تیزهوشان شیراز، یکی بره ببینه میلاد زندست یا مرده، مرتیکه سوسول همیشه یه جا ذرتش در میره. فقط بلده ادای قهرمانارو در بیاره.
2- میان این رضا با آن رضا فرق است به حد زمین تا آسمان.
3- شمال، نوشهر، پاییز 84، من و مانی اونجا بودیم، رضا و سیامک هم یه ذره مسخره بازی درآوردن ولی بعد اومدن. آرمان و بابا هم تو راه بودن. چه خوابی بود بغل آتیش لب ساحل. اون موقع دنیا اینجوری نمی چرخید. امشب خراب ِ خرابم.
4- با طعم اسید معده اصلاً حال نمی کنم.
5- الان چه وقت قطع شدن آب بود؟
6- دکتر گروه اسمش چی بود؟
آخرین نوای سه شنبه رو برای این هفته نمی ذارم، آهنگ زیاد دارم ولی این هفته رو لطفاً به ما استراحت بدید.
طرف عصرها میاد خونه، سر و صدای ضبط ماشینش محلو می ترکونه. همیشه هم وقتی داره نزدیک خونه میشه این آهنگ مهدی طالب زاده داره پخش میشه "همه چی آرومه من چقدر خوشحالم"... فعلاً دو هفتست رو این آهنگ کلید کرده. یه ماه پیش هم گیر داده بود به این آهنگ هلن "بسه، خستم، اگه می بینی چشامو بستم، اگه دارم تو رو می پرستم، می خوام ببینی پای تو هستم، پای تو هستم"...
موقعی که ماشینو آورده تو پارکینگ هم باز نه صداشو کم می کنه و نه هیچ حرکت مثبت دیگه یی انجام میده. دزدگیر ماشینشو هم جدیدن از این خزا انداخته که به جای صدای بوق یه زنه حرف می زنه و صدا در میاره. بعدشم در پارکینگو می کوبه میاد تو آپارتمان. این اتفاق هر روز ساعت حدود 6 بعد از ظهر تکرار میشه.
یه بار دیدمش خیلی آروم و جدی بهش گفتم که داشتی میومدی اینقدر سر و صدای غیر عادی اومد که فکر کردم اتفاقی تو محل افتاده. ولی اون فقط لبخند میزد، فکر کنم نگرفت قضیه رو و یا شاید گرفت و دایورتش کرد. نمی دونم، شاید از این که فکر می کنه خودش یه اتفاقه مهمه که هر روز ساعت 6 تو محل میوفته خوشحاله. به هر حال همچنان به این کارش ادامه میده...
طرف دختر همسایمونه.
آیین همسایه داری دست و پامونو بسته وگرنه یه چیز درست بهش می گفتم.

"Its just one of those days when you don't wanna wake up, everything is fucked, every body sux, you don't really know why but you wanna justify rippin someone's head off, no human contact and if you interact the life is on contract, so your best bet is stay away motherfucker! since its just one of those days"...."its all about the he says she says bullshit, I think you better quit talking that shit..."
You know man, people feel sometimes like this. I couldn't met the exact word, but as you see I'm trying to explain. Actually, it took me many years to get adopted to the fact that life is not always satisfying and beautiful and sometimes we have to face some absolutely fucking problems. Now when I face such unfavorable moods I just tell my self: hey man! take it easy! It is not that serious! Everything will be fine! After all, is there anybody to tell me what exactly a serious problem is? Don't care buddy, take it light! even ultra light!
Today I sang the above song for many times, which was substantially my "mood song". My friends and my brother know this song. Milad, Reza, and Arman always know why I'm singing this song.
With regard to the LIMP BIZKIT.
یکی از کارهای ریتمیک، جالب و زیبای سبک گیتار فلامنکو، از نوازنده ی معروف " ویسنته آمیگو":
پ. ن: ما را کاری بزرگ افتاده است و این روزها کمتر بلاگ می نویسیم. آخرین نوای سه شنبه را هم ضایع است گر پست نکنیم، چرا که از قبل قول داده بودیم که هیچ رقمه متوقفش نکنیم. شما ما را آرزوی عاقبت به خیری و موفقیت در این چند هفته کنید ما هم همچنان سر قولمان خواهیم ماند.

آهنگ این هفته یکی از کارهای زیبا و معروفه از "فیل کالینز":