Tuesday, November 17, 2009

گه گیجه

-بیا بکش، راه افتاد
-نه، قلیون بهم سرگیجه میده.
.
.
-چشامو که می بندم انگار تو پارک ارم سوار سفینه ام، دنیا دور سرم می چرخه.
-باشه چشامو نمی بندم.
-رضا حرف نزن، انقد بابا بازی در نیار. فقط ماساژ بده، خوبم کن، صبح کلی کار داریم. آخ دلم.
-به مجید درویشان نگید قضیه چی بوده ها. بگید سرما خوردن.
-ولی دکتر که می فهمه
-نه دکترا رازدارن.
-ولی بقیه هم که خر نیستن، کلی دختر و پسر جلو در منتظرن، می فهمن به این سادگی هم نبوده.
-آخخخ دلم، ماساژ بده رضا
-همیشه با این کاراتون ریدید به برنامه ی بقیه.
-باحاله که!
پی نوشت:
1- شیراز، تابستان 85، مدرسه تیزهوشان شیراز، یکی بره ببینه میلاد زندست یا مرده، مرتیکه سوسول همیشه یه جا ذرتش در میره. فقط بلده ادای قهرمانارو در بیاره.
2- میان این رضا با آن رضا فرق است به حد زمین تا آسمان.
3- شمال، نوشهر، پاییز 84، من و مانی اونجا بودیم، رضا و سیامک هم یه ذره مسخره بازی درآوردن ولی بعد اومدن. آرمان و بابا هم تو راه بودن. چه خوابی بود بغل آتیش لب ساحل. اون موقع دنیا اینجوری نمی چرخید. امشب خراب ِ خرابم.
4- با طعم اسید معده اصلاً حال نمی کنم.
5- الان چه وقت قطع شدن آب بود؟
6- دکتر گروه اسمش چی بود؟

آخرین نوای سه شنبه رو برای این هفته نمی ذارم، آهنگ زیاد دارم ولی این هفته رو لطفاً به ما استراحت بدید.